خیلی جالب است این آدمیزاد (کنایه از خودم)، تا همین دیروز داشتم از خلق دوروبر شکایت میکردم که چرا ما مجبوریم به همه سرویس بدهیم ولی هیچکس در خدمت ما نیست و احساسات ناخوشایندی از این قبیل در مایه های ناشکری که چرا چنین و چنان. غافل از اینکه با رسیدن خبری از همین دوروبریهای مورد شکایت به اوج شکرگزاری میرسم. حاضرم هر سرویسی بدهم ولی جای آنها نباشم و تا جایی که میتوانم شکر سلامتی خودم و خانواده ام را به جای آورم.
امروز به چنان حس شکر و سپاس از خدا رسیدم به خاطر وضعیت خوشایند و فول فیچری که در اختیار دارم و دلم نیامد اینجا ننویسم. دلم میخواهد هر حس مثبتی را share کنم به جای آنکه به خاطر نداشته های حسی و رفاهی گلایه کنم.
اندر باب خوشبختی دکتر جان قرار است خطابه اش را اینجا ایراد کند. من که خیلی منتظر خواندنش هستم.
امروز به چنان حس شکر و سپاس از خدا رسیدم به خاطر وضعیت خوشایند و فول فیچری که در اختیار دارم و دلم نیامد اینجا ننویسم. دلم میخواهد هر حس مثبتی را share کنم به جای آنکه به خاطر نداشته های حسی و رفاهی گلایه کنم.
اندر باب خوشبختی دکتر جان قرار است خطابه اش را اینجا ایراد کند. من که خیلی منتظر خواندنش هستم.